پس از گذراندن مراحل تبدیل یک محصول یا مجموعه ی از خدمات به یک برند ، هر چند مهم تبدیل محصول به برند شکل گرفته است، اما اگر برند مورد نظر بخواهد ارتباط مدام خود را با مخاطبینش حفظ کند،  نیازمند مدیوم هایی است.

امروزه و با پیشرفت روز افزون علوم بازاریابی و همچنین پیشرفت مدیوم هایی مانند : تیزهای تبلیغاتی، نرم افزارهای متعدد طراحی، پوسترها، کارت های پرزنت و لگوها و غیره …

در نگاه اول شاید به نظر برسد که چقدر کارِ برندینگ و شیوه ی ارتباط آن با مخاطبین راحت شده است و حتا در روی ماجرا نیز چنین باشد اما با نگاه و بررسی دقیق تر و در نظر گرفتن همه ی جوانب کسب و کار یک برند می توان گفت شیوه ی ارتباط یک برند با مخاطبینش به همین سادگی هم نیست، به مثال زیر توجه کنید: مدیر کسب و کاری را در نظر بگیرید که جهت حفظ و صرفه جویی در هزینه هایش بی آنکه از نیرو یا نیروهای متخصص استفاده کند، خودش وارد عمل شده و برای برقراری ارتباط میان برند و مشتری هایش  از نرم افزارهای ساده ی گوشی همراه خود استفاده می کند و یا حتا با استفاده از همان گوشی همراه از محصولات شرکت و کسب و کارِ خود عکس های بسیاری می گیرد و سپس این تصاویر، به همراه جملات و شعارهایی که شاید به ذهن هر شخص خطور کند را در فضاهای مجازی مانند کانال های تلگرام، فیسبوک، اینستاگرام و غیره به اشتراک می گذارد و از مشتری های خود انتظار بازدهی بالایی دارد.

در مورد مثال بالا باید خاطر نشان شویم که این مدیر و مسئول کسب و کار خود شاید توانسته باشد که با مخاطبین خود ارتباط برقرار کند، اما از نگاه شما این شخص تا چه میزان در برقراری این ارتباط موفق بوده است؟

برای ایجاد تقابل و رسیدن به پاسخ بهتر در مورد سوال بالا بهتر است به طرح مثال دیگری توجه کنیم :

در مقابل شخص بالا اینبار مدیر کسب و کاری را در نظر بگیرید که او نیز به صرفه جویی در هزینه هایش بسیار اهمیت می دهد و اتفاقن از همین روست  که به شیوه های نوین بازاریابی برای پرزنت کردن محصول خود روی آورده است.

این شخص قبل از هر چیز میانِ کمیت و کیفیت بر خلاف مثال مدیر قبل کیفیت را سر لوحه ی کار خود قرار داده و تصمیم می گیرد که جای قرار دادن تعداد زیادی از تصاویر بی کیفیت و شعارهای عمومی، به سراغ یک آژانس تبلیغاتی تولید محتوا رفته و با استخدام یک طراح و عکاس سعی بر این مهم دارد که در هفته ( جهت صرفه جویی در هزینه ها ) فقط یک تصویر ( کمیت ) از محصول خود ارائه دهد اما تمام سعی اش بر این است که همان یک تصویر را با بیشترین ( کیفیت ) خود ارائه دهد و شعارهای تبلیغاتی خود را به صورت بسیار تخصصی و با مشورت یک کپی رایتر پیش ببرد و جهت بازاریابی نیز از یک آژانس دیجیتال مارکتینگ کمک بگیرد و به اصطلاح { کار را به کاردان } بسپرد .

از نگاه شما کدام یک از مدیران بالا در پرزنت کردن محصول خود موفق تر عمل کرده اند ؟

در پاسخ می توان این گونه بیان کرد که هر دو شخص با مشتری های خود ارتباط بر قرار کرده اند، اما پر واضح است، مدیری که کیفیت را بر کمیت ارجح دانسته و به صورت تخصصی و حرفه ای به تاثیر بر روی مخاطبین خود پرداخته است به واسطه ی به کار گیری مواردی چون: تجربه و تخصص افراد متخصص در ایجاد تاثیر بهتر بر روی مخاطبین و مشتری های خود  موفق تر عمل کرده است.

 

نویسنده و گرداورنده : هومان مهرآذین